
در قسمتی از کتاب آمده است:
شهرها همه در ظرف مکان جای ندارند. خداوند مهربان در عالم شهری دارد،که در ظرف زمان قرار یافته است.شهر خدا که درزمانی معلوم و با گنجایشی نا محدود،همه ساله محل اقامت مهمانان خدای بزرگ میشود،همان خانه ی ملکوتی خداست و ضیافت خانه ی ملک پادشاهی پروردگار رحمان است،که با عظمت بی نظیری،مانند قلعه ای با برج و باروهای بلند بر روی تپه ای از باغستان بهشت بنا شده است. شهری که در آن این بار ملائکه به دور ساکنان خانه ی خدا طواف میکنند،و برای پذیرایی از مهمانان خدا محرم میشوند...
نگهبانان شهر، شیطان و قبیله اش را که به آدم حسادت کرده بودند، به این مهمانی بزرگ راه نمیدهند،تا اهالی شهر در خلوتی بی مانند، با خدای خود تنها بمانند، و در نهایت آسودگی از شر شیاطین با آرامش تمام در آغوش پر مهر خداوند پناه بگیرند. محافظان شهر، روز و شب از تک تک ساکنان مراقبت می کنند و با انوار خود هر گونه کدورت و کراهتی را از آنان می زدایند.
در بیرون شهر پیداست که ملائک دستان ابلیس را بسته اند و دشمنان انسان را از تازیانه های خود خسته اند. بی هیچ مزاحمتی از مهمانان خدا محافظت می کنند و تا بارگاه نورانی پروردگار در تمام مسیرها مهمانان را همراهی می نمایند...
برچسب: شهر خدا,شهر خدابنده,شهر خدا آگوستین,شهر خداآفرین,شهر خدابنده زنجان,شهر خداحافظی,شهر خدا (فیلم ۲۰۰۲),شهر خدایان,شهر خدا افرین,شهر خدا در برزیل,
نویسنده: هلیا سلیمانی